کجایی …

اى آنكه مرا عاشقى آموخت، كجايى؟شعر و سخن و شاعرى آموخت، كجايى؟ در تاب و تبم تا خبرى از تو بگيرماى آنكه ز او هيچ خبر نيست، كجايى؟ از روز ازل قرعه ى عشقم به تو افتادسرخوش كه دلت را بِرُبودم، تو كجايى؟ هرسو كه نگاهم گذرد روى تو بينماى آنكه مرا برده ز يادش، […]

Continue Reading